ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

2

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

و حال آنكه طلحه در مورد عثمان و اينكه مردم را از هر سو بر او بشوراند و او را محاصره كند و براى چاره‌انديشى در جمع كردن مردم بر ضد او خويشتن را سخت رنجه ساخت و به زحمت انداخت و به خود وعده رسيدن به خلافت مى داد و آماده مى شد و كليدهاى انبارهاى بيت المال را تصرف كرد و با مردم ديدار مى كرد و دور او را گرفتند و چيزى نمانده بود ، جز دست يازيدن به خلافت . آنچه ميان طلحه و عثمان بود ابو جعفر محمد بن جرير طبرى در كتاب التاريخ چنين آورده است : عمر بن شبه ، از على بن محمد ، از عبدربه ، از نافع ، از اسماعيل بن ابى خالد ، از حكيم بن جابر نقل مى كرد كه على عليه السلام هنگامى كه عثمان را محاصره كرده بودند به طلحه فرمود : تو را به خدا سوگند مى دهم كه مردم را از عثمان و تعرض بر او باز دارى . طلحه گفت : نه ، به خدا سوگند مگر آنكه بنى اميه از خويشتن داد دهند . طبرى همچنين روايت مىكند كه عثمان پنجاه هزار درهم از طلحه طلبكار بود ، روزى عثمان به مسجد رفت ، طلحه به او گفت مال تو آماده است آن را بگير . عثمان گفت : اى ابو محمد ، آن مال به منظور كمك هزينه بر جوانمردى و مردانگى تو از آن خودت باشد . وى گويد : عثمان در آن هنگام كه در محاصره بود مى گفت پاداشى چون پاداش سنمار . طبرى همچنين روايت مىكند كه طلحه زمينى را به هفتصد هزار درهم به عثمان فروخت ، عثمان آن پول را فرستاد . طلحه گفت : كسى كه اين مقدار پول در خانه‌اش باشد و نداند كه تقدير خداوند نسبت به او چيست بدون ترديد مغرور و شيفته خواهد بود آن شب را بيدار ماند و نمايندگان او در كوچه‌هاى مدينه آمد و شد مى كردند و آن پول را تقسيم مى كرد آن چنان كه شب را به صبح آورد ، در حالى كه يك درهم از آن باقى نماند .